زنده بودن، سرودن بهانه

هرچه جز با تو بودن بهانه

 

ذکر نام تو یعنی تنفس

عاشقانه سرودن بهانه

 

خواب یعنی تو را خوب دیدن

پلک بستن-گشودن بهانه

 

تولدت مبارک سرور جونم،عزیز قشنگم



تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 0:0 | نویسنده : مهسا |

یادمان باشد:

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"

کمی کنجکاوی پشت " همین طوری پرسیدم"

قدری احساسات پشت" به من چه اصلا"

مقداری عصبانیت پشت " چه می دونم"

اندکی درد پشت "اشکالی نداره " وجود دارد...



تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 18:37 | نویسنده : مهسا |

طاقت ندارم از نگاه ات دور باشم

یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم... 



با من بمان هر لحظه می افتم به پایت 

هر چند در ظاهر زنی مغرور باشم 

وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش 

من ماهــــــیِ افتاده ای در تور باشم 

روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن 

من کور باشم کور باشم کور باشم...



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 | 23:47 | نویسنده : سرور |

دوست های آدم میشوند قسمتی از زندگی آدم.

آدم مگر چقدر توان دارد ها؟!

که غم دوستانش را ببیند و حرف نزند.!!!!!!

آدم مگر میتواند آدم نباشد؟

مگر میشود دوستت اشک بریزد و اشک توی چشمهای آدم نجوشد؟!!!!!!

آدم...آدم...آدم...

چقدر روزهای سختی شده اند.....

شاید اگر پاپیون روی موهای دوستم بودم اینقدر آدم بودنم توی ذوقم نمیزد...

 شاید اگر دوست آدم ها نبودم...

یا دوستم آدم نبود...

یا آدم دوست داشتنی ای نبود...

شاید اشک های پاپیون ها هم به دوستهای خوبشان وابسته باشد.!!!!

نمیتوانم آرزوی بودن چیزی را بکنم که نبوده ام....

فقط میتوانم با کرختی به آدم بودنم ادامه بدهم و آروزی روزهای بهتری برای دوستم بکنم.....

که آدم است...

که غمگین است...

که خیلی غمگین است...

(شیما ریاحی)


پای تمام خاطرات نیامده ات
سنگ آبی زده ام
تا کسی شوری چشمش
خاطرات بعد از من را مکدر نکند
نکند دلت را غمگین
نکند دلت را ناشاد
جز خنده تو حتی بعد از رفتن من
هیچ آرزویی نیست
پای تمام آن هوسهای رنگینت
دست نوشته ای گذاشته ام
تا بعد از من فراموش نکنی
هجوم چشم هایی را که
واژه های تکراری دوستت دارم ها را خواهند خواند برایت....




تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 19:10 | نویسنده : سرور |
تو جنگجوی تازه نفس من حریف خوب

من زورگوی قصه ام و تو ضعیف خوب

من مرد   افتضاح خداوند در زمین

تو شاهکار خلقت و جنس لطیف خوب

من گر چه با شکوه ولی با شکوه بد

تو گر چه ناشریف ولی نا شریف خوب

تو حرف های خوب ولی با زبان تلخ

من شعر های تلخ ولی با زبان خوب

بین من تو عشق به آلودگی گذشت

گر چه کثیف بود ولی یک کثیف خوب

 

حسن قریبی


تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 12:9 | نویسنده : مهسا |

نیمه شب نجواکنان در گوش هم
راه افتـــــادیم دوشـــادوش هم

ساحل و ماه و سکوت نیمه شب
شاخه ها سر برده در آغوش هم

جیرجیرکهـای شب خوان یکصـدا
مست از غوغای نوشانوش هـم

موجها غرق تماشامـــــان شـدند
تـــا که بـــالا آمــدند از دوش هـم

قرص ماه از آسمـــان مبهوت مـا
مـا رها از خویشتن، مدهوش هـم

بسته شد عهدی میان ما؛ زدیم
مُهر مهری بر لب خــاموش هـــم

سایه های ما به هم محرم شدند
بی صــدا رفتند در آغــــوش هـم....

 

یـه احساس خوبــی مثه خواب ناز مثه یک نوازش تو اوج نمـــاز

یـه شوق عجیبی واسه پــر زدن تو دستای یک عشق پرپر زدن

مثه خیس شدن توی بارون شب مثه نقش لبخند رو مینای لب

یه حرفی مثه آیه ربـنا قبول تمنایی از آشــنا

خـــدا بــا منـــه تــا تــــو بــا مـــن عجیــــنی

کــــی مــــیگه بـــد عشـــق پـــاک زمیــنی

خــــدا بـــا مــــنو تـــو شــکوهـــو ســــکوت

سکــــوتـــی پــــر از حــــرف بـــــــارون زده

تمام سرانجام و آغاز ما، همین حس خوب کی میگه بده

ببین سایه عشق از ما چی ساخت

ببــــین حـــالمـــون خـوبه و عاشقیم

 واســـه دیدن شـــهر دریـــایــــی ها

خـــدا بـــا منـــو تــــو تو یــــک قایــقیم




تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 15:24 | نویسنده : سرور |


باران صدای پای آرامش ست...

صدای پای توست...



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 | 21:50 | نویسنده : سرور |

قایقت می شوم، بادبانم باش

بگذار هر چه حرف پشتمان میزنند مردم

باد هوا شود

دورترمان کند !





پرواز هیچ پرنده ای را حسرت نمی برم

وقتی قفس، چشم های تو  باشد....


+از سیاره ای دور

دور

دور

با تو حرف می زنم

کجا بردی دل بی صاحب مرا ؟!



تاريخ : شنبه چهارم آبان 1392 | 10:38 | نویسنده : سرور |
 در کوچ بی بهانه تو سرودم

 برگزیده جشنواره جهانی شعر شد!

 باز هم تکرار می کنم:

 تو آن عزیزی

 که مرا تا همیشه ی دنیا،

 شاعر کرده ای ...



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 | 14:10 | نویسنده : مهسا |
بعضي آدم ها را نميشود داشت
فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت !
بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند که براي تو باشند يا تو براي آن ها !
اصلا به آخرش فکر نمي کني
آنها براي اينند که دوستشان بداري
آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق !
يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست ...!
اين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند هم
در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد ...!


تاريخ : شنبه بیستم مهر 1392 | 16:53 | نویسنده : مهسا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.